تبليغاتX
Baloch Academy Of Humanities - تاریخ عقیدتی جامعه بلوچ: رازگو بلوچ Welcome to the First Online Baloch Academy of Humanities

Copyright © balochacademy.org 2006

به اولین آکادمی اینترنتی علوم انسانی بلوچ خوش آمدید

تاریخ عقیدتی جامعه بلوچ: رازگو بلوچ

 

تاریخ عقیدتی جامعه بلوچ

رازگو بلوچ

 

خط سیرعقاید جامعه بلوچ را میتوان دست کم در سه مرحله تاریخی باز شناسی کرد

مرحله اول- دوره ادیان بدوی

همچون دیگر اقوام دنیا، تاریخ اعتقادات بلوچ بر پایه خرافات و اعتقاد به نیروهای عجیب و غریب ماورایی چون جن و پری و مری و شکس (بلوچی شده همان شخص به معنای شخص ماورایی) و غیره شکل میگیرد. می توان این دوران را دوره " خرافات مطلق" و به شکل مذاهب بدوی نامید. عمده باورهای خرافاتی روزمره مردم بلوچ باز مانده از این دوران است، از قبیل موارد ذیل.

ممنوعیت های شبانگاهی: جارو نکردن منزل در شب، ندیدن آئینه و شانه نکردن در شب.

ممنوعیت بوسیدن پیشانی بچه: که می گفتند باعث کوتاهی عمر می شود.

جژن: مقداری از غذای ولیمه تولد بچه از نقطه ای بلند, دور انداخته می شود تا جن ها بخورند { شاید منظور همان جشن جن ها باشد}.

دوت دیگ: اسفند دود کنی از زمان تولد بچه تا یکماه در کلیه مکانها.

صفر در: روز سیزدهم صفر به منظور فراری دادن اجنه, کودکان شهر با چوبدستی خود دستجمعی راه می افتند و خانه به خانه دیوار یا ستون های منازل, کپر ها, حصار و پرچین ها و ستون کاپر ها (سایبانی از ساقه و شاخه های خرما بعنوان خوابگاه تابستانی) را می زنند و تکرار می کنند " سپر در دنتان در" تا اجنه را از دور و بر محیط های مسکونی فراری دهند.

شنبه شانزده: معتقد بودند فرزندی که در شنبه شانزدهم ماه متولد شود یا بسیار عاقل یا بسیار دیوانه از آب در خواهد آمد. هم اکنون بیشتر بصورت نیمه شوخی به کسی که رفتارهایی غیر معمول نشان دهد این صفت اطلاق می گردد.

گذاشتن سلاح فلزی در گهواره نوزاد: می گویند اجنه از فلز می ترسند. از این رو برای حفاظت از نوزاد معمولا تکه ای از یک داس کهنه در گهواره جاسازی می کنند.

عوض کردن اسامی دختر پس از ازدواج: به منظور پرهیز از هم خوان نبودن طالع مشترک دو اسم، بسیار متداول بوده است . بلافاصله پس از ازدواج در صورت تشخیص کاهن های محلی، اسم خانم به اسمی همخوان تر با اسم مرد تغییر می یابد.

تارمو و تخم مرغ حجله: داماد هنگام ورود به حجله نخست با کارد مخصوصی که حمل می کند تار موی ورودی را بریده، تخم مرغ دم در را زیر پایش له می کند. سپس وارد حجله می شود. این مراسم سمبولیک مفاهیم زیادی داشته و اتفاقا در اروپای قدیم نیز رایج بوده است، فی المثل در فرانسه.

مرحله دوم- دوره تصوف اسلامی

گویا قدیمی ترین ذهنیت مردم از مذهب اسلام مبتنی برعرفان و تصوف بوده است. تا همین دو سه دهه قبل، شیخ عبدالقادر گیلانی معروف به " غوث اعظم " و سید مروندی معروف به " شهباز قلندر" سلطان بلامنازع قلبوب بلوچها بوده و زیارت " سیون" و مراسم عرفانی " پیر پتر" یا " مالد" (نوعی سماع و خلسه) از آن دوران هنوز باقی است.

در مراسم مالد (پیر پتر یا همان مولودی خوانی)، پیر همان دف زن اصلی است که با یکی دو دف کوچک همراهی می شود و گروهی مرید با ریتمی خاص همراه دف و نعت گویی به سماع می پردازند. در پایان مراسم (سحرگاه) ولیمه ای پخش می شود که یختن و توزیعش تشریفات خاصی دارد. اولین ظرف غذا (برنج و گوشت) را جلوی پیر (رئیس مراسم) می گذارند. لقمه اول او تبرکش بیشتر از بقیه غذاست، لذا کسانی از قبل منتظرند به محض برداشتن لقمه آنرا از پیر طلب کنند. می گویند خوردنش برای مراد گرفتن خوب است، خصوصا برای شفای ضعف های جسمی و روحی.


وجه مشترک تاریخی بلوچها با تشیع ایرانی و پاکستانی، اعتقاد شدید آنان به زیارت اهل قبور به ویژه سادات و عرفا بوده است که هنوز هم و لو با شدت کمتر ادامه دارد. هنوز هم مکرانی های ساحلی کم وبیش به زیارت بزرگان مرده " چوکات" و " پیرسهراب" و صالحان زنده " پارگ " و " پلیری" می روند؛ اما زیارت اهل قبور در اعیاد بهمراه گلاب و ریحان و نیز مراسم "عید مردگان" در شب های 27 و 29 رمضان با شکلی خاص از پخت برنج و گوشت نذری یکی دو دهه است که که با رسوخ تفکر دیو بندی و غیره منسوخ گردیده اند.


از لحاظ فرهنگی نیز در این دوران درسخوانده های محلی بنام " ملا" که گاها برای تحصیل به بغداد نیز می رفته اند به ترویج دین و سواد در منطقه مشغول بوده و با اشعار خود تاریخ، حکایات و امثال و بعبارتی فولکلور بلوچی را سرو سامان داده اند. بنظر می رسد طب روحانی و موسیقی درمانی (گواتی) نیز در این دوران نشو و نما نموده است.

مذاهب دیگری از جمله " ذکری" و " کوجا" نیز در این دوران وجود داشته که بعدها در مرحله سوم بسیاری از پیروان گروه اول مذهب اهل سنت و گروه دوم مذهب تشیع را اختیار نمودند. تاجران هندی ساکن منطقه " گوور" و " سیک" نیز با آزادی کامل دارای مذهب خود بوده اند که عده آنان هم اکنون کاهش یافته است.

مرحله سوم- دوره شریعت دیوبندی 

با ایجاد مدارس مذهبی " دیو بند" به رهبری مولانا " ابوالحسن ندوی" در شبه قاره هند و گسترش حوزه فعالیت شعب جهانی آن در بلوچستان تفکر شریعت محور بصورتی انقلابی و سریع بر تفکر طریقت محور از اسلام پیروز گشته و سیل مولوی های جوان برای مبارزه با هر چه که با این قرائت در تضاد بود به سمت شهر ها و روستا ها ی بلوچستان روان گردید.


این جریان که حدود 100 سال پیش با احداث مدرسع دینی " پادیگ" توسط مولوی عبدالله ملازهی و دیگرانی هم عصر او آغاز گردید هم اکنون وجه غالب جریانات و اجتماعی و اخیرا سیاسی جامعه بلوچستان در آمده است. احداث مساجد و مدارس دینی متعدد در شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ و تربیت و گماشتن مولوی های جوان در آنها دغدغه اصلی این جریان به شمار می رود. برپایی مجالس وعظ و تشکیل کلاسهای آموزش الفبای عربی ( قاعده بغدادی و قاعده نورانی) از این دوران به گونه ای نهادینه گردید که تا مدتها میزان استقبال ازمدارس جدید دولتی را به چالش طلبیده بود.


از مهمترین بارزه این تفکر، مخالفت با خلق و مشاهده تصاویر موجودات جاندار اعم از اشکال متحرک (سینما و تلوزیون) و ثابت ( نقاشی و عکاسی)، مخالفت با موسیقی و مذمت حضور زن بدون برقع (روپوش چهره) در اجتماع بوده است. آنها بویژه در ابتدای امر نسبت به مظاهر تمدن مدرن روی خوش نشان نداده ، مگر آنکه توجیه ضرورت کلیدی آن و یا شکل استفاده مشخصی از آن در جهت ترویج و اجرای شریعت یافت شود (بعنوان نمونه دستگاههای ضبط صوت و بلندگو ).


مقابله جدی با زیارت قبور (اعم از صالحین غیره)، محو و تحدید بقعه ها و زیارتگاه ها (گاها تخریب فیزیکی آنها با تراکتور)، مقابله با مراسم فراگیر دهل و سرنای بلوچی در مراسمات و بویژه عروسی ها، مقابله با مراسمات سماع پیر پتر (مولودی)، گسترش پرده نشینی و ستری شدن خانم ها و غیره از جمله اقدامات آنها در چند دهه اخیر می باشد.

با تضعیف جایگاه خوانین و در غیاب دستگاههای قضایی دولتی، مولوی ها وظیفه داوری و پاسداشت عدالت را عهده دار بوده اند. تشکیل نماز های جمعه و جماعت، فرصتی برای ایجاد نوعی همگرایی مدنی و رتق و پتق امورات روز مره را نیز برای عموم ایجاد نموده است. علاوه بر آن رسیدگی به اموراتی چون ازدواج و طلاق، دفن میت، مشاوره و رسیدگی به بحران های فردی و اجتماعی جزء وظایف روزمره آنان می باشد.


ناگفته نماند که جریانات شریعت گرای اسلامی دیگری نیز در بلوچستان حضور دارند که گاها ممکن است قدمتی بیش از دیوبندی ها داشته باشند. از این دست می توان به " بریلوی ها" ( سیستم دیگری از مدارس دینی شبه قاره هند) که گویا حساسیت کمتری با تصویر و موسیقی داشته و به زیارت قبور معتقدند، طرفداران ابوالاعلاء مودو دی (روزنامه نگار مذهبی موسس جماعت اسلامی پاکستان) که در مورد بحث معاویه قدری با دیوبندی ها متفاوتند، تحصیلکردگان عربستان سعودی و غیره اشاره نمود که به هر حال در اقلیت بوده و سکان تصمیم گیری و مدیریت جامعه مذهبی را در اختیار ندارند.

(مبارک) رازگو بلوچ- فروردین 1387

http://pahra.blogsky.com/1387/08/18/post-7030/

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 7:43  توسط بلوچ آکادمیست  |