توسعه انسانی و توسعه منطقه ای: دکتر کریم
سمینار
توسعه انسانی و توسعه منطقه ای
دکتر محمد حسین کریم
رئیس دانشگاه دریانوردی چابهار
بحث توسعه به معنی واقعی تقریبا بعد از جنگ جهانی دوم و استقلال بیش از 50 درصد کشورهای دنیا شروع شد. زمانی که بسیاری از کشورهای مستعمره استقلال سیاسی پیدا کرده به فکر این بودند که استقلال اقتصادی هم بدست آورند و تلاش همه جانبه آنها کاستن شکاف بین خود و کشورهای پیشرفته بود. این هدف در آن دوره بحث روز بود. یعنی در سالهای 1345 تا 1355 بحث توسعه کلا یکی از مباحث علمی روز شده، مورد علاقه بسیاری از محققان و موسسات علمی قرار گرفت.
تقریبا از دو دهه بین سالهای 1950 تا 1970 تلاش بر این بود که رشدی در تولید ناخالص ملی بوجود آید. سازمان ملل یک نسخه 5 تا 10 درصد افزایش در GNP را پیچید و اعلام کرد که هر کشوری که این درصد رشدGNP را داشته باشد میتواند توسعه یافته باشد که تقریبا در عین حال شهر نشینی و صنعتی شدن هم همراه با نسخه سازمان ملل بود. از طرفی دیگر کارشناسان اعتقاد داشتند که اگر کشورهای در حال توسعه بخواهند به افزایش رشد در GNP برسند باید دوره های واصل فقر را از بین ببرند. برای این قضیه نظریه های مختلفی ارایه شد.
با تمام این تفاسیر در سال 1970 به این نتیجه رسیدند که نسخه پیچیده شده و هدف شکستن دوره های واصل فقر در کشورهای در حال توسعه ناموفق بوده است. از سال 1970 به بعد شاخص ها و اهداف استراتژی ها عوض شد و از شاخص های کمی وارد شاخصهای کیفی و کمی شدند.
سه استراتژی از سال 1970 تا الان مد نظر بوده است: افزایش اشتغال، افزایش توزیع عادلانه در آمدها، و بحث تامین نیازهای اولیه بشر.
در این رابطه (لوئیس)، (کوزنس) و دیگران نظریه هایی ارایه کردند که اهدافشان به ترتیب عبارت بود از: کاهش بیکاری، کاهش توزیع ناعادلانه درآمد و کاهش نابرابری های اجتماعی.
در بحث هایی که من مطالعه کرده ام، برای اندازه گیری توسعه اقتصادی (که چند شاخص معرفی کرده اند: تولید ناخالص ملی، رفاه اقتصادی، شاخص های اجتماعی و ...) سازمان ملل از 8 تا 11 شاخص استفاده کرده است. موریس برای اندازه گیری توسعه اقتصادی از 3 شاخص استفاده کرد یعنی در واقع، نرخ بیسوادی، مرگ و میر اطفال و امید به زندگی سه شاخص اصلی بودند. آنچه اینجا میخواهم نتیجه بگیرم این است که شاخص های موریس، بیشتر شاخص هایی است که معمولا در توسعه انسانی مورد استفاده قرار میگیرد.
تا اینجا ابتدا بحث توسعه را شروع کردیم و بعد مروری به گذشته داشتیم که بر توسعه چه گذشت تا توسعه انسانی. ضمن اینکه سابقه رسمی توسعه انسانی (از طریق سازمان ملل و مرکز آموزش عالی تحقیقات) به سال 1970 به بعد بر میگردد که می توانیم به عبارتی این طور اشاره کنیم، زمانی که بحث توسعه از آن استراتژی کمی در بحث کیفی و کمی متمرکز میشود، بحث توسعه انسانی که از ضرورتهای توسعه شناخته شد بعدا بوجود آمد. حال اینکه ما چه وضعیتی داریم؟
گزارشات حاکی از این است که در مقطعی پیشرفت رشد و توسعه انسانی ما روند معمولی داشته، در بعضی مقاطع سیر صعودی داشته و در برخی مقاطع هم سیر نزولی داشته ایم.
بحث سوم که بحث ملی و بحث منطقه ای میباشد را بعدا ادامه می دهیم تا حالت گفتمان و بحث روی موضوع باشد که اصلا کشور ایران یا استان در چه جایگاهی از این توسعه انسانی و توسعه قرار دارد و ممکن است بعضی نظرشان این باشد که توسعه انسانی مورد نیاز فرایند توسعه است و یا اینکه نه، باید توسعه انجام بگیرد تا ضمن آن توسعه انسانی هم بوجود بیاید. ضمن اینکه برداشت من این است که توسعه به معنای واقعی، توسعه است نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم و اینکه مطرح میشود توسعه سیاسی، اقتصادی و یا ... از نظر من مردود است. توسعه زمانی است که در تمام ابعاد رشدهای لازم صورت گرفته باشد. شاید به این دلیل این مورد بوجود می آید که بعضی دوستان اطلاعات علمی راجع به واژه های Development وGrowth ندارند چون در واقع این دو تفاوتهایی با هم دارند. در اصل توسعه میتواند شامل رشد یا عدم رشد باشد. رشد به تنهایی به مفهوم توسعه نیست (رشد اقتصادی، رشد سیاسی یا ...)؛ زمانی واژه توسعه را به کار میبریم که در تمام زمینه های آن حداقل استاندارد لازم برای پیشرفت و بهبود وضعیت یک کشور فراهم شده باشد.
منبع: شاکا، فصلنامه علمی پژوهشی دانشجویی انجمن علمی دانشکده اقتصاد و علوم اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان، مدیر مسئول مینا ستاری، سمینار توسعه انسانی و توسعه منطقه ای، صفحه های 32 و 33. 3 بهار 81.
